خرید بک لینک
و درد داشت
جنگيدن براي نداشته ها
دفاع از انچه که به دست نياورده بودم
درد داشت ترسيدن
ترس از دست دادن
از دستدادن انچه که به دست نياورده بودم
و دردداشت...
قلبم تير مي کشيد
نه فقط سمت چپ سينه ام
تمام تنم
جانم
روحم
تمام وجودم تير مي کشيد
براي تو
چقدر دلم ميخواهد به تو محبت کنم
با اينکه ديگر چيزي باقي نمانده از من
چقدر دلم ميخواهد عاشقانه هايم رابه پايت بريزم
چقدر دلم ميخواهد برايت بميرم
امان از عشق...

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:30

همه آرام گرفتند

و شب از نیمه گذشت...

آنچه در خواب نرفت

چشم من و فکر تو بود

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:30

گاه سهم بعضی ها مثل مناز دنیاهمین اشک هاییست که از دلتنگی میان دفتر شعرشان میچکدهمین حال آشفته ی دائمی ست که منقلبشان کندهمین دوری های تحمیلی ست...سهم همه نباید رسیدن باشدنباید مورد عشق واقع شدن باشدو

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:30

چشمانت را ببند
و فکر کن!
به دونده ای که با مشکلی در پایش و با اینکه می داند هیچ شانسی برای برنده شدن ندارد در مسابقه دو شرکت می کند چون قول قهرمانی به فرزندش داده!
یا تصور کن...
ماهیگیری را که با اینکه می داند دریا طوفانی ست و صیدی نصیبش نمی شود اما باز برای روزی آن روزش دل به دریا زده...
خواستم بگویم
حسی دارم شبیه آنها ...
می دانم که هرگز سهم من نمیشوی
اما باز برایت میجنگم...

میجنگم...
میجنگم...
باز دوستت دارم..

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:30

بعضی وقتا انقدر برای رسیدن
به یه نفر تلاش میکنی و هی نمیشه...
که دلت میخواد ازون به بعد فقط
یه گوشه بشینی و تلاشِ بقیه رو برای
رسیدن به خودت تماشا کنی...
در واقع این برات یه جور مرور خاطراته..
فقط تو دیگه دونده نیستی،
خط پایانی هستی که دوست نداره هیچ دونده ای فتحش کنه...

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:30

صفحه بندی